به اسم " نیلوفر "
به اسم " نیلوفر "
از مرز خوابم مي گذشتم،![]()
![]()
سايه تاريك يك نيلوفر![]()
روي همه اين ويرانه ها فرو افتاده بود .![]()
كدامين باد بي پروا![]()
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد ؟![]()
***
در پس درهاي شيشه اي رؤياها،![]()
در مرداب بي ته آيينه ها،![]()
هر جا كه من گوشه اي از خودم را مرده بودم![]()
يك نيلوفر روييده بود .![]()
گويي او لحظه لحظه در تهي من مي ريخت![]()
و من در صداي شكفتن او![]()
لحظه لحظه خودم را مي مردم
.
***
بام ايوان فرو مي ريزد![]()
و ساقه نيلوفر برگرد همه ستون ها مي پيچد .![]()
كدامين باد بي پروا![]()
دانه نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد ؟![]()
***
نيلوفر روييد،![]()
ساقه اش از ته خواب شفّا هم سركشيد![]()
من به رؤيا بودم![]()
سيلاب بيداري رسيد![]()
چشمانم را در ويرانه خوابم گشودم![]()
نيلوفر به همه زندگي ام پيچيده بود![]()
در رگهايش من بودم كه مي دويدم![]()
هستي اش در من ريشه داشت![]()
همه من بود![]()
كدامين باد بي پروا![]()
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد![]()

+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۲۵ ساعت 22:8 توسط jamin
|
به سراغ من اگر می آیید،نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من