نام شعر : بي تار و پود
![]() |
![]() |
نام شعر : بي تار و پود
در بيداري لحظهها
در بيداري لحظههاپيكرم كنار نهر خروشان لغزيد.
مرغي روشن فرود آمد
و لبخند گيج مرا برچيد و پريد.
ابري پيدا شد
و بخار سرشكم را در شتاب شفافش نوشيد.
نسيمي برهنه و بي پايان سركرد
و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت.
درختي تابان
پيكرم را در ريشه سياهش بلعيد.
طوفاني سررسيد
و جاپايم را ربود.
نگاهي به روي نهر خروشان خم شد:
تصويري شكست.
خيالي از هم گسيخت.
خيالي از هم گسيخت
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۱۸ ساعت 19:2 توسط jamin
|


به سراغ من اگر می آیید،نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من